X
تبلیغات
حامی گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران

طبیعت و حیات وحش ایران

زیستگاه های گرگ در ایران

 

به نام آفریدگار ورق های معرفت

 

گرگ ها به دلیل سازگاری بالا با انواع زیستگاه ها ، در اکثر مناطق دنیا پراکنش دارند . از پهنه های یخی قطب شمال تا صحراهای گرم و خشک خاورمیانه . گرگ در کنار روباه قرمز بیشترین پراکندگی را پس از انسان در بین تمامی پستانداران در سطح جهان دارد(البته این موضوع کاملا صادق نیست.برخی عقیده دارند خفاش ها در این عنوان قرار دارند). به همین دلیل گرگ ها زیستگاه های مختلف و متنوعی در نقاط مختلف دارند . برخی از آنها در زمین های پربرف که گاه حجم برف تا زیر سینه ی آنها بالا آمده است به دنبال گاومیش ها می روند که چندین برابر آنها وزن دارند و برخی دیگر در کوه های خشک شبه جزیره ی عربستان بزهای کوهی صخره نورد را تعقیب می کنند .

گرگ تنها گوشتخوار بزرگ جثه ی کشور است که در تمامی استان های ایران و در اغلب مناطق آنها زندگی می کند . ارتفاعات البرز و جنگل های هیرکانی تا جنگل های بلوط و کوه های زاگرس ، دشت ها و بیابان های وسیع مرکز ، شرق و جنوب و همچنین کوه های خشک مناطق کویری زیستگاه های گرگ در ایران هستند . حتی جلگه ها و مناطق ساحلی(به خصوص نوار ساحلی جنوب کشور) از مناطقی هستند که گرگ در آنها یافت می شود .

البته درباره ی حضور گرگ در جلگه ی خوزستان و مناطق پست ساحلی این استان ابهاماتی وجود دارد . به دلیل حضور آهوان در استان خوزستان در دهه های گذشته به احتمال فراوان گرگ هم در این ناحیه میزیسته است . پس از نابودی آهو در اکثر مناطق خوزستان و کاهش بسیار زیاد آنها در مناطق دیگر(که امروزه به نظر میرسد تنها یک منطقه در استان خوزستان دارای جمعیت آهوی ثابت شده می باشد) گرگ ها هم ناپدید شدند . به احتمال بسیار زیاد در جنوب استان خوزستان و نواحی تالابی این منطقه گرگ ها کاملا از بین رفته اند . به دلیل اینکه دیگر سم داران مانند گوسفند کوهی و پازن در این نواحی وجود نداشت وابستگی گرگ به آهو باعث آسیب دیدن زیاد جمعیت گرگ ها شد .

اما در مناطق شرقی و شمالی استان خوزستان همچنان گرگ ها زندگی می کنند و احتمال دارد از طریق مهاجرت یا عبور اتفاقی در نواحی دیگر هم مشاهده شوند . همچنین امکان دارد با افزایش جمعیت آهوان در جلگه ی خوزستان ، گرگ ها دوباره به زیستگاه های قدیمی خود بازگردند . به دلیل حضور گراز در این مناطق تردد گرگ ها دور از انتظار نیست و حتی امکان دارد گرگ هایی از طریق مرز عراق وارد ایران شوند(البته اگر گرگی در جنوب شرقی عراق باقی مانده باشد). همچنین طبق نقشه ی پراکندگی گرگ های عربی(canis lupus arabs) احتمال کمی وجود دارد که گذر آنها نیز به خوزستان بیافتد .

غیر از جلگه ی خوزستان برخی مناطق ساحلی دریای کاسپی ، مناطق مرکزی کویرهای ایران ، قسمت هایی از نوار ساحلی جنوب و بخش هایی از استان سیستان و بلوچستان به احتمال فراوان فاقد گرگ می باشند . همچنین هیچ کدام از جزایر ایرانی دارای گرگ نمی باشند .

گرگ خاکستری در تمامی زیستگاه های ایران زندگی می کند یا در آنها رفت و آمد دارد . برخی جنگل ها را محل زندگی گرگ تلقی می کنند ؛ عده ای دیگر کوه را و برخی نیز بیابان را محل زندگی گرگ می دانند . گرگ ها به شکل سنتی و طبیعی دشت ، بیابان و تپه ماهور ها و کوهپایه ها را برای زندگی ترجیح می دهند . چون در این مناطق بهتر می توانند از قابلیت های خود برای شکار و زندگی بهره ببرند . خوشبختانه این گونه زیستگاه ها در کشور ما به وفور یافت می شوند . طعمه های اصلی گرگ در این مناطق را آهو،جبیر،قوچ و میش و برخی پستانداران کوچک تشکیل می دهند .

غیر از دشت ها و بیابان های پهناور که اغلب مناطق کشور از آن بهره مند هستند ، کوهپایه های البرز و زاگرس نیز مکان های خوبی برای زندگی و زادآوری گرگ های ایران هستند . به غیر از کوهپایه های این دو رشته کوه دشت ها و تپه ماهورهای مرتفع میان آنها نیز زیستگاه گرگ هستند .

در گذشته تمامی دشت ها و تپه ماهورهای ایران پر از آهو بود و در کوهپایه ها نیز قوچ و میش به فراوانی یافت میشد . حتی دشت ها و کوهپایه های قرار گرفته در میان کوه های بسیار بلند البرز و زاگرس میزبان آهوان بیابان زی بود . به شکلی که می توان گفت آهو و گرگ در تمامی استان های کشور میزیسته اند . در کنار آنها قوچ و میش که توانایی زندگی هم در کوهپایه های مرتفع هم دشت ها را دارد طعمه ی دیگر گرگ بود . در کنار آنها انواع گوزن ، گراز و گور ایرانی به همراه برخی دیگر از جانداران در فهرست غذایی گرگ قرار می گرفتند . البته بزهای کوهی به دلیل سختی شکارشان برای گرگ در رتبه های پایین تر حضور داشتند . فراموش نکنیم که در همان زمان های وفور طعمه ی وحشی برای گرگ ها ، همچنان دام اهلی اگر بدون مراقب و در شرایط خاصی در زیستگاه گرگ حاضر میشد به عنوان طعمه ای آسان از چشم گرگ ها پنهان نمی ماند و دام های انسان از اولویت های گرگ برای شکار بود . به خصوص در زمان گرسنگی یا فرصت های مناسب .

پس از نابودی آهو و جبیر در اکثر مناطق کشور و کاهش بسیار زیاد تعداد قوچ و میش و دیگر طعمه های مطلوب گرگ ، همچنین کشتار حیات وحش به خصوص طعمه های گرگ و خود او در کنار شرایط طبیعی مانند خشک سالی باعث نابودی گرگی شد که در تمام نقاط حضور داشت .

اما گرگ ها برای شرایط سخت آفریده شده اند . با وجود تمام این مشکلات آنها که برای یافتن غذا و زیستگاه مناسب حتی بالغ بر ۱۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کنند ، توانستند با شرایط جدید کنار بیایند . البته تاوان سختی را برای آن پرداخت نمودند . گرگ ها بیشتر از گذشته به انسان و دام هایش نزدیک شدند تا بتوانند غذای خود را تامین کنند . و همین حمله های گاه و بیگاه به دام های انسان و به ندرت به خود انسان باعث نفرت مردم از آنها و کشتار وسیع آنها شد .

غیر از آن وابستگی غذایی گرگ به آهو و قوچ و میش کاسته شد و آنها مجبور شدند به طعمه های سخت تر مانند گراز و بزهای کوهی روی بیاورند .

گرگ ها(هر چند سخت)از پس شکار بزهای کوهی و گراز هم برآمدند و توانستند جایگزینی برای آهو پیدا کنند . البته همچنان گله های دام انسان اولویت نخست آنها در مناطقی است که آهوان و قوچ و میش ها نابود شده اند یا تعدادشان بسیار اندک است .

امروزه در ایران گرگ ها را می توان از دشت ها و بیابان های گرم و خشک تا تپه ماهورهای سرسبز ، از کوهستان های بلند و برف گیر و سرد تا جنگل های هیرکانی و بلوط مشاهده کرد .

اگرچه زیستگاه اصلی گرگ ها دشت ها است اما آنها برای شکار مجبورند به کوه های بلند و گاها صخره ها روی آورند . همچنین جولان بی منطق آدمی در دشت ها باعث شده گرگ ها امنیت بیشتر را در پناه صخره های کوه بیابند و اغلب توله های خود را در آنجا مخفی کنند .

گرگ ها به دنبال برخی طعمه ها مانند گوزن یا گراز گذرشان به جنگل نیز می افتد . در جنگل های بلوط(مخصوصا نیمه متراکم) گرگ ها می توانند همچنان از قابلیت های خود برای شکار استفاده کنند . شاید حضور گرگ در جنگل های انبوه شمال کشور اتفاق بیافتد اما بعید است گرگ ایران این مناطق را به عنوان کنام همیشگی خود انتخاب کرده باشد . شاید برای مهاجرت یا به دنبال غذا یا آب به جنگل رجوع کند اما جنگل چندان مکان مناسبی برای گرگ های آسیایی به خصوص غرب آسیا نیست .

می توان گفت هرکجا دام های انسان وجود داشته باشد امکان دارد سروکله ی گرگ ها پیدا شود . که در سال های اخیر تمام دشت ها و کوه ها و حتی جنگل های کشور مورد هجوم دام های سبک و سنگین قرار گرفته اند که این امر باعث می شود از دیدن گرگ در هیچ زیستگاهی متعجب نشویم . اتفاقا گاهی اوقات آمدن گرگ ها به جنگل به هوای دام ها می باشد .

به طور کلی دشت و کوه از زیستگاه های اصلی گرگ در ایران هستند اما در هر مکانی امکان دارد گرگ وجود داشته باشد . گرگ جانوری است که جسورتر از دیگر موجودات به انسان و محل زندگی او نزدیک می شود . رفت و آمد گرگ در برخی روستاهای کشور امری عادی است و نزدیک شدن این گوشتخوار به شهرستان ها یا شهرهای بزرگ پدیده ی عجیبی نیست .

هرکجا آبی برای خوردن یافت شود و چیزی که شکم گرگ ها را سیر کند(چه دام های انسان باشد چه انگور و هندوانه و متاسفانه چه زباله) باید انتظار دیدن گرگ را داشت . حتی اگر چندان امنیتی نداشته باشد . گرگ بر خلاف اکثر گوشتخواران بزرگ جثه و بر خلاف گربه سانان کشور ما چندان از تخریب ها تاثیر نمی پذیرد و به سرعت خود را با شرایط وفق می دهد . حتی اگر شده با تحمل ترس تفنگ های انسان .

گرگ ها به نوعی همه چیز خوارند و همین موضوع به حضور آنها در اکثر زیستگاه ها کمک می کند . البته باید توجه داشت که نیاز آنها به گوشت امری مهم و حیاتی است و آنها نمی توانند با گیاه و زباله زندگی را بگذرانند .

دام های انسان(گوسفند،بز،گاو،شتر و به ندرت پرندگان خانگی)،آهو،قوچ و میش،گراز،کل و بز،خرگوش،مرال،شوکا،سگ های ولگرد یا خانگی ، جبیر ، به ندرت گور،پستانداران کوچک،گوشتخواران کوچک(مانند شغال،روباه،سمور و ...) به همراه برخی پرندگان و مقدار کمی گیاه رژیم غذایی گرگ ها در ایران است . می توان گفت گرگ به هر چیزی که وارد زیستگاهش شود به چشم طعمه نگاه می کند و شرایط مختلف گرگ ها نحوه ی برخورد آنها با آن چیز را معین میکند . گرگ ها در صورت گرسنگی به لاشه خواری یا زباله خواری روی می آورند که جمع کردن زباله در اطراف روستاها باعث نزدیک شدن گرگ ها می شود .

همین چند وقت پیش بود که خبری از منطقه هفتادقله به گوش رسید که سه گرگ یک پازن ۹ ساله با شاخ های بلند را از ارتفاعات به پایین کشیده و آن را شکار کرده اند که این موضوع نشانگر تبحر خاص گرگ های ایران در شکار انواع موجودات است .(بگذریم که بعدا گفتند این گرگ ها غلط کرده اند به پازن های شاخ خوشگل ما چپ نگاه کرده اند-لینک)

 

متاسفانه تخریب محل زندگی گرگ ها باعث کاهش جمعیت آنان شده و آنها مجبورند کمبود طعمه را با حمله به دام های انسان جبران کنند که در برخی مناطق آنها هیچ طعمه ای به غیر از گاو و گوسفند ندارند . مناطقی که تا همین چند دهه ی پیش پر از آهو و قوچ و گراز بوده است .

تصادف با اتومبیل و شکار مستقیم به دلایل مختلف(ترس از گرگ،جلوگیری از حمله ی آن به دام،دریافت کله گرگی و ...) باعث نابودی گرگ در برخی مناطق و کاهش جمعیت آنها در بسیاری از مناطق شده است . هنگامی که جمعیت گرگ ها کاهش پیدا کرد یا گرگ های رهبر یک گله کشته شوند ، گرگ ها تمایل به جفت گیری با سگ ها پیدا کرده و خلوص ژنتیکی آنها تغییر می کند .

 

گرگ ها جانورانی نترس ، مقاوم و بسیار باهوش هستند که توانستند از این همه تخریب و کشتار جان سالم بدر ببرند و همچنان برترین شکارچی طبیعت ایران باشند . اما متاسفانه در چند سال اخیر جمعیت آنها بسیار کاهش یافته است .

درست است که دیگر از گرگ کشی های سازمان محیط زیست یا سازمان ها و ادارات دیگر ، خبری نیست و کسی اجازه ی کشتار آنها را نمی دهد و چندین بار گرگ های گرفتار یا مصدوم معالجه شده و به طبیعت بازگردانده شده اند اما همچنان مردم عادی و به خصوص دامداران و روستاییان نظر مطلوبی نسبت به گرگ ندارند و متاسفانه خیلی از آنها از گرگ متنفر و آن را موجودی بی فایده و مضر می دانند . اگرچه وقتی مدیران ادرات کل محیط زیست چنان نظراتی درباره ی گرگ داشته باشند انتظار چندانی از مردم ناآگاه نمی رود .

 

متاسفانه آثار حضور گرگ ها و تعداد مشاهده ی آنها در برخی نقاط کشور بسیار کاهش یافته(برعکس اخباری که بعضی از دوستان به ظاهر عاشق حیات وحش منتشر می کنند) و حمله های بیش از پیش آنها به دام ها و گاها انسان ها نتیجه ی دهه ها تخریب محیط زیست و کشتار طعمه های آنها می باشد . وگرنه کدام گونه ی جانوری(خصوصا گوشتخوار) در ایران جمعیت مناسب و رو به رشد دارد که گرگ خونخوار پلید آدمخوار داشته باشد ؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دستان علوی  | 

مطالب قدیمی‌تر